راحیللغتنامه دهخداراحیل . (اِخ ) راحل . زوجه ٔحضرت یعقوب بود. یعقوب عاشق راحیل دختر لابان (خال خود) شد و برای آنکه به وصل او برسد هفت سال به لابان خدمت کرد. پس از انقضای هفت سال
راحیلواژهنامه آزادپاک معصوم و بی گناه و ریشه عربی آن ر ح ل به معنی مسافر می باشد در روایات آمده است راحیل نام فرشته ای است که زیباروترین و خوش بیان ترین فرشتة الهی است که عقد اما
راحیلفرهنگ نامها(تلفظ: rāhil) (عبری) در عبری گوسفند ؛ (در اعلام) زوجهی حضرت یعقوب (ع) و دختر لابان و مادر یوسف و بن یامین .
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) عبدالجباربن محمدبن عبداﷲبن محمدبن ابی الجراح مروزی ، مکنی به ابومحمد. راویی صالح و ثقه بود. وی کتاب ابوعیسی ترمذی را از ابوالعباس مح
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) قومی اند از بنی شیبان که بهرات فرودآمدند. (تجارب السلف ص 261).
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) محمدبن عبدالجبار، مکنی به ابوبکر. از روات ثقه و صدوق بود. او از پدر خویش استماع حدیث کرد وابوالحسن محمدبن محمد کراعی از وی روایت کند
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) نام رودخانه ای است که از فلاحیه میگذرد و بخلیج فارس میریزد. مؤلف جغرافیای غرب ایران آرد: آخرین رود قابل ملاحظه ٔ این ناحیه را باید
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) نام یکی از بلوک توابع فلاحیه است . مؤلف مرآت البلدان آرد: از بلوک توابع فلاحیه و مشتمل بر چند قریه ٔ کوچک است . زبان رعایای آنجا بو