رامهلغتنامه دهخدارامه . [ م َ ] (اِ) یاقوت در معجم البلدان گوید: مانند رام کلمه ٔ فارسی است بهمان معنی ؛ یعنی مراد و مقصود. (یادداشت مؤلف ).
کرامهلغتنامه دهخداکرامه . [ ک َ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان میانه . کوهستانی و معتدل و سکنه ٔ آن 266 تن است . آب آن از چشمه ، محصولش غلات ، حبوب ، برنج و پنبه و شغل
ورامهلغتنامه دهخداورامه . [ ] (اِخ ) دهی جزء بخش خرقان شهرستان ساوه . سکنه ٔ آن 564 تن . آب آن از رودخانه ٔ حصارجای تأمین می شود. و محصول آنجا غلات ، سیب زمینی ، یونجه ، انگور،
رامه ٔ جنوبیلغتنامه دهخدارامه ٔ جنوبی . [ م ِ ی ِ ج َ ] (اِخ ) شهری است که در حدود جنوب سبط شمعون واقع شده است . برخی برآنند که همان کوه برابیر میباشد. (قاموس کتاب مقدس ).
رامه ٔ علیا و سفلیلغتنامه دهخدارامه ٔ علیا و سفلی . [ م ِ ی ِ ع ُ وَ س ُ لا ] (اِخ ) دهی است از دهستان اختر پشتکوه بخش فیروزکوه شهرستان دماوندواقع در 43هزارگزی جنوب فیروزکوه . هوای آن کوهستان