رامیارلغتنامه دهخدارامیار. (اِ مرکب ) چوپان و گوسپندچران . (ناظم الاطباء). شبان . (آنندراج ) (از برهان ) (از جهانگیری ) (از رشیدی ) (انجمن آرا). اصل این لغت رمه یار بوده یعنی ؛ ای
رامیارواژهنامه آزادرامیار در زبان کُردی به معنای سیاستمدار می باشد. نام پسرانه کُردی. سیاست مدار سیاستمدار
رامیارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= چوپان: ◻︎ رسیدم در میان مرغزاری / در آن دیدم رمی بی رامیاری (نزاری: لغتنامه: رامیار).
رامیرلغتنامه دهخدارامیر. (اِخ ) فرزند اوردونیو و برادر آلفونس چهارم از فرمانروایان اسپانیا بود و در سال 927م . از طرف برادر بحکومت لیون منصوب گشت و برخی از خویشاوندان خود را که ب
رامیرلغتنامه دهخدارامیر. (اِخ ) نام حکمران اسپانیا (از سال 967 تا 982م .) او از روز انتصاب بحکومت با زیردستان خود بنای بدرفتاری گذاشت و با پسرعموی خود برمود نیز بجنگ پرداخت ولی ا
رامیرلغتنامه دهخدارامیر. (اِخ ) رامیر دوم . نام یکی از فرمانروایان اسپانیا بود که از سال 1134م . تا 1137م . در سرزمین آراگون حکومت داشت و در آخر عمر عزلت گزید و راهب شد و حکومت آ
رامیرلغتنامه دهخدارامیر. (اِخ ) فرزند کانکای سوم حاکم ناواره (قسمتی از فرانسه ) بود که ازسال 1035 تا 1063م . حکومت داشت و در جنگ با مسلمانان و مردم اندلس کشته شد. (از قاموس الاعل
رامیرلغتنامه دهخدارامیر. (اِخ ) از فرمانروایان اسپانیا فرزند برمود اول و پسر عموی آلفونس دوم بود و در سال 835م . از طرف آلفونس دوم به اداره ٔ کارهای دولتی مأمور شد و از سال 842