رایسکهلغتنامه دهخدارایسکه . [ ک ِ ] (اِخ ) یوهان یاکوب . از خاورشناسان نامدار آلمان است . وی بسال 1716 م . در قصبه ٔ زوربیک از ناحیه ٔ ساکسه بدنیا آمد و در دانشگاه لایپزیک استاد ک
گرایستنلغتنامه دهخداگرایستن . [ گ َ / گ ِ ی ِ ت َ ] (مص ) (از: گرای + ستن ، پسوند مصدری ) گراییدن . جزو اول در اوراق مانوی به پارتی گری (متمایل شدن . لیز خوردن . افتادن ) . (حاشیه
گرایستهلغتنامه دهخداگرایسته . [ گ َ / گ ِ ی ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) متمایل شده . منحرف شده : و جوزا و حوت گرایسته بر پهلو همی برآیند. (التفهیم ). و این حرکت دوم ... لختکی از او (حرکت
ورایستادنلغتنامه دهخداورایستادن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) برخاستن . به پای شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : دانی ز چه سرنزیده افتویارم نه ورایستاده از خو.(یادداشت مرحوم دهخدا).