رایاتلغتنامه دهخدارایات . (ع اِ) ج ِ رایت . (المنجد) (منتهی الارب ) (دهار) (اقرب الموارد). علم ها. (اقرب الموارد) (منتخب اللغات ) (غیاث اللغات ) (از فرهنگ نظام ). نشانه های لشکر.
جرایاتلغتنامه دهخداجرایات . [ ج َ / ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جرایة. راتبه ها. وظیفه ها. مستمری ها. مواجب : و چون کورخان را خزانه ها بعضی از غارت و بعضی از اطلاق جرایات و مواجب تهی گشته بو
رایاتَکcyber attackواژههای مصوب فرهنگستانتهاجم یک رایانه به رایانۀ دیگر که در نتیجۀ آن محرمانه بودن اطلاعات و یکپارچگی آنها و دسترسی به آنها با اشکال روبهرو میشود
رایاتهدیدcyber threatواژههای مصوب فرهنگستانفرد یا ویروس یا برنامۀ رایانهای که میتواند باعث تخریب یا تغییر یا کاهش کارایی سامانههای رایانهبنیاد شود
رایتلغتنامه دهخدارایت . [ ی َ ] (از ع ، اِ) رایة. رأیة. ازهری گفته است :عرب بدان همزه ندهد در صورتی که اصل آن همزه است ولی ابوعبید و اصمعی آنرا انکار کرده اند. (از اقرب الموارد