ربتلغتنامه دهخداربت . [ رَ ] (ع مص ) پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تربیت کردن . (از اقرب الموارد).
ربتلغتنامه دهخداربت . [ رَ ب َ ت َ ] (ع حرف ) رُب َّ. رُبَّما. (ناظم الاطباء). رجوع به دو کلمه ٔ فوق شود.
ربتلغتنامه دهخداربت . [ رَب ْ ب َ ت َ ] (ع حرف ) رُب َّ.رُبَّما. (ناظم الاطباء). رجوع به این دو کلمه شود.
کربتلغتنامه دهخداکربت . [ ک ُ ب َ ](ع اِ) کربة. اندوه دم گیر. (فرهنگ فارسی معین ) (از بحر الجواهر). حزن . اندوه . دلگیری . (ناظم الاطباء) : اگر امروز سد این ثلمت و کشف این کربت
جربتلغتنامه دهخداجربت . [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنخواست بخش اسفراین از شهرستان بجنورد. این ده در 170 هزارگزی باختری اسفراین و چهارهزارگزی شمال مالرو عمومی میان آباد
چربترلغتنامه دهخداچربتر. [ چ َ ت َ ](ص تفضیلی ) روغندارتر. پرروغن تر. || زیادتر. (ناظم الاطباء). بیشتر. افزون تر : گرم وخشک و گرمیش چربتر از خشکی . (التفهیم ، در صفت آفتاب ). خشک