روزنventواژههای مصوب فرهنگستانهواراهی که بر روی قالب گوش یا سمعک ایجاد میشود و صدا و هوا از طریق آن وارد مجرای گوش میشود
مجرای تهویهventواژههای مصوب فرهنگستاندریچه یا لولهای که ازطریق آن هوا یا دود موجود در فضای بسته به بیرون انتقال مییابد
ventدیکشنری انگلیسی به فارسیتهویه، دریچه، منفذ، مخرج، بیرون ریختن، خالی کردن، فروختن، باد خور گذاردن، بیرون دادن
گریزراه منابع مازادvent for surplusواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی در تجارت بینالملل که بر پایة آن یک کشور از صادرات منابع مازاد و بلااستفادة خود میتواند بهرهمند شود متـ . گریزراه مازاد