ریفیةلغتنامه دهخداریفیة. [ فی ی َ ] (ع اِ) زمین هموار مزروع . ضد بریه . (ناظم الاطباء). زمین کشت شده . خلاف بریه . (یادداشت مؤلف ).
گریفینیلغتنامه دهخداگریفینی . [ گ ِ ] (اِخ ) اوجینیو، متولد 1887م . و متوفی 1925م . در میلانو به دنیا آمده است . مستشرق ایطالیایی که به بلاد عرب و تونس و طرابلس غرب و مصر مسافرت کر
روش گریفینGriffin methodواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای محاسبة میدانهای گرانی یا مغناطیسی منطقهای و باقیمانده از روی دادههای شبکهای