تونل چگالیمتغیرvariable-density tunnel, VDT, variable-density wind tunnelواژههای مصوب فرهنگستانتونل بادی که فشار آن در گسترۀ بزرگی قابل تغییر است بهنحویکه متناسب با عدد رِینولدز مورد نظر فشار درون آن را تغییر میدهند
ریفلغتنامه دهخداریف . (اِخ ) حاشیه ٔ باریکی است در ساحل بحرالروم (مدیترانه )، در کنار تنگه ٔ جبل طارق ، در شمال مراکش که سابقاً متعلق به اسپانیا بود و فرانسه و اسپانیا جنگهای خ
ریفلغتنامه دهخداریف . (ع اِ) زمین با کشت و علف . ج ، اَریاف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمین آبادان . زمین با کشت و درخت . (دهار). مرغزار چرید
ریفلغتنامه دهخداریف . [ رَ ] (ع مص ) به زمین گیاهناک رسیدن . || چریدن ستور زمین علفناک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
ریفواژهنامه آزادبرشهای تقریبا هم اندازه در میوه های حجیم مانند هندوانه و خربزه(همان برش شتری) را گویند.(بیشتر در زبان لری)
جریفلغتنامه دهخداجریف . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) درختهای خشک نوعی از انجیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). درختهای خشک .(ناظم الاطباء). || افانیه ٔ خشک . (منتهی الارب ) (آن
گوریفلغتنامه دهخداگوریف . [ گُرْ ی ِ ] (اِخ ) بندری از اتحاد جماهیر شوروی (سابق ) در قزاقستان که در کنار دریای خزر در مصب رود اورال واقع است . محصولش ماهی و کنسرو ماهی است . تصفی
وریفلغتنامه دهخداوریف . [ وَ ] (ع مص ) ورف . وُروف . فراخ افتادن سایه و دراز و کشیده شدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گسترده شدن و دراز کشیدن سایه . (از اقرب الموارد). فراخ ش
گریف فیزلغتنامه دهخداگریف فیز. [ گ ِ ] (اِخ ) از دانشمندانی است که در خواندن خطوط مملکت نوبی (سودان کنونی ) زحمات بسیار متحمل شد و به مقصود نزدیک گردید. (از تاریخ ایران باستان ص 58)