ریتینلغتنامه دهخداریتین . [ ی َ ت َ ] (ع اِ) دو ریه .تثنیه ٔ ریه . دو شش . دو سل . هردو شش . دو فلقه ٔ راست و چپ ریه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ریه و شش شود.
جریدتینلغتنامه دهخداجریدتین . [ ج َ دَ ت َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ جریدة در حال نصب و جر. و در فقه به همان معنی جریدتان است . رجوع به جریدتان شود : از شرب چوب چینی خاصیتی نبینی چوبی که نا
جریدینیلغتنامه دهخداجریدینی . [ ] (اِخ ) دکتر اسکندر. او در اصل لبنانی و در دانشکده ٔ طب سانت لویز امریکا دانشیار فیزیولوژی بود و سپس در مصر سکونت گزید. او راست : 1- تدبیرالاطفال ف
راتینلغتنامه دهخداراتین .(ع اِ) صمغی است که روئین سازان بدان ظرف را پیوند کنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به راتینج شود.
رتیناکللغتنامه دهخدارتیناکل . [ رِ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح گیاه شناسی ) برجستگی کوچک چسبناکی است که روی دندانه ٔ قدامی کلاله ٔ گیاههای آنتوموفیل قرار دارد. رجوع به گیاه شناسی ثابت