گریامانلغتنامه دهخداگریامان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش زابلی شهرستان سراوان ، واقع در 25000گزی شمال باختری زابلی و 2000گزی شمال راه مالرو زابلی به ایرانشهر. هوای آن گرم و دارا
ریامیثنلغتنامه دهخداریامیثن . [ ] (اِخ ) رامیثن . صورتی از رامیثن و رامیتن و... که نام قصبه ٔ قدیم بخارا بوده است . رجوع به احوال و اشعار رودکی ص 74 و 101 و رامیتن و رامیثن شود.
آریامنفرهنگ نامها(تلفظ: āriyā man) آرامش دهنده ، خوشبختی دهنده ؛ (در اعلام) نام فرماندهی ناوگان خشایارشاه که سرداری رشید و شجاع در جنگ ' سالامین' بود .
شاهنشاه آریامهرلغتنامه دهخداشاهنشاه آریامهر. [ هََ م ِ ] (اِخ ) لقبی که در شهریور سال 1344 هَ . ش . به مناسبت آغاز بیست و پنجمین سال سلطنت از طرف مجلسین شورای ملی و سنا به محمدرضا شاه پهلو