رامیارلغتنامه دهخدارامیار. (اِ مرکب ) چوپان و گوسپندچران . (ناظم الاطباء). شبان . (آنندراج ) (از برهان ) (از جهانگیری ) (از رشیدی ) (انجمن آرا). اصل این لغت رمه یار بوده یعنی ؛ ای
رزمدارلغتنامه دهخدارزمدار. [ رَ ] (نف مرکب ) جنگجو. (فرهنگ ولف ). جنگاور. رزمی . (فرهنگ فارسی معین ).
رمیارلغتنامه دهخدارمیار. [ رَم ْ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) شبان . گله بان . (برهان ). رامیار. رمه بان . (آنندراج ). رمه یار : منم رمیار پایت آرمیده که سازم خاک پایت کحل دیده .نزاری (
ورمزیارلغتنامه دهخداورمزیار. [ وَ م َ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، در 29500گزی شوسه ٔ میانه به زنجان ، دارای 198 تن سکنه است . این ده در دو مح