رشنلغتنامه دهخدارشن . [ رَ ] (ع اِ) رَشَن .دهانه ٔ جوی و رود. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || موعد شرب . (ناظم الاطباء). || روزن . (از تاج العروس
رشنلغتنامه دهخدارشن . [ رَ ] (ع مص ) داخل کردن سگ سرخود را در آوند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). سر بردن سگ بود به کاسه و دیگ و امثال
رشنلغتنامه دهخدارشن . [ رَ ] (اِ) نام روز هیجدهم از هر ماه شمسی . (ناظم الاطباء) (برهان ) (فرهنگ فارسی معین ) (از شعوری ج 2 ورق 12). نام روز هیجدهم از ماه پارسی مرادف رش است .
رشنلغتنامه دهخدارشن . [ رَ ش َ ] (اِ) رَشْن . رجوع به رَشَن در معنی «روز هیجدهم ...» و پاورقی آن و همچنین آنندراج و انجمن آرا و تحفةالاحباب شود.
گرشنلغتنامه دهخداگرشن . [ گ ِ ش َ ] (اِخ ) جیوانی فرانچسکو باربیری (ژان فرانسوا) (1591 - 1666 م ). نقاش ایتالیایی که صحنه های قابل ملاحظه ای بوسیله ٔ رنگ آمیزی و سایه روشن بوجود
رشنولغتنامه دهخدارشنو. [ رَ ] (اِخ ) نام اوستایی رش یا رشن ، فرشته ٔ دادگستری است . رجوع به فرهنگ ایران باستان ذیل ص 303 و رش و رشن در همین لغت نامه و ایران در زمان ساسانیان ص 4
رشنوادلغتنامه دهخدارشنواد. [ رَ ن َ] (اِخ ) نام یکی از نوکران همای دختر بهمن بود. (برهان ) (از ناظم الاطباء). نام سپهسالار همای چهرآزاد و مادر بهمن است . (آنندراج )(انجمن آرا). نا