unjustدیکشنری انگلیسی به فارسیناعادلانه، ظالم، غیر عادلانه، ستمگر، بی انصاف، ستمکار، ناروا، غیر منصفانه، بی عدالت، نا صحیح
عدتلغتنامه دهخداعدت . [ ع ِدْ دَ ] (ع اِ)عِدّة. شمار. (آنندراج ). || ایام طلاق زنان که در آن مدت شوهر نکنند. برای مطلقه سه حیض یا سه ماه و برای بیوه چهار ماه و ده روز وعدت زنان
بی عدتیلغتنامه دهخدابی عدتی . [ ع ُدْ دَ ] (حامص مرکب ) فقدان ساز و برگ و سلاح . بی مهماتی : و ما را چنان مانداز بیعدتی و لشکر که هر کسی را در ما طمع می افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب
ساز و عدتلغتنامه دهخداساز و عدت . [ زُ ع ُدْ دَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ساز و برگ . برگ و ساز. ساز و اهبت : و کیخسرو و لشکر او با ساز و عدت تمام روی بدیشان نهادند. (فارسنامه ٔ ابن