عدارلغتنامه دهخداعدار. [ ع ُ ] (ع اِ) دابه ای است در یمن که گویند مردم را میگاید و نطفه ٔ آن کرم است . (منتهی الارب ). گویند الوطه من عدار. (تاج العروس ).
مجموع دارلغتنامه دهخدامجموع دار. [ م َ ](نف مرکب ) به اصطلاح مردم هند، حافظ دفتر و آن که ضبط می کند اسناد مالیات یک ولایتی را. (ناظم الاطباء).