عازفلغتنامه دهخداعازف . [ زِ ] (اِخ ) موضعی است . (آنندراج ) (منتهی الارب ). عزیف یعنی صوت و ممکن است محل مخصوص راکه در اثر وزش باد صوت ایجاد میکند عازف گویند. (معجم البلدان ج 4
عازفلغتنامه دهخداعازف . [ زِ ] (ع ص ) چغانه زننده که نوعی از رودچامه هاست . (منتهی الارب ). مرد معازف باز. سرودگوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مَعازفzithers, simple chordophonesواژههای مصوب فرهنگستانخانوادهای از زهصداها با محملی به شکلهای مختلف برای زهها با یا بدون تشدیدکننده که در آنها تشدیدکننده در صورت وجود، الزاماً جزء جداییناپذیر ساز محسوب نمیشود
مَعازف جعبهایbox zithersواژههای مصوب فرهنگستاندستهای از مَعازف که محمل زههای آنها به شکل جعبه است متـ . زیترهای جعبهای