علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن واسطی . علی بن احمدبن علی بن محمدبن دواس قناواسطی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن واسطی . از معاریف علمای نجوم . مکنّی به ابوالحسن .
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وضاح . علی بن محمدبن محمدبن محمدبن وضاح بن محمدبن وضاح شهرابانی ، ملقّب به کمال الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن وضاح . رجوع به
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن ولی . او راست : تحفةالاعداد فی الحساب ، به ترکی ، که آن را در عهد سلطان مرادخان بن سلیم خان در مکه ٔ مکرمه تألیف کرد. و آن مشتمل بر مق
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وهاس . علی بن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی ، مشهور به ابن وهاس و ملقّب به موفق الدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وهاس . علی بن عیسی بن حمزةبن وهاس ، مکنّی به ابوالطیب و مشهور به وهاس . رجوع به علی (ابن عیسی بن حمزةبن ...) شود.
علیکلغتنامه دهخداعلیک . [ ع َی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سلطان آباد، بخش حومه ٔشهرستان سبزوار. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
علیکلغتنامه دهخداعلیک . [ ع َ ل َ ک َ ] (ع حرف جر + ضمیر) مرکب از «علی » حرف جر و «ک » ضمیر متصل عربی . بر تو : ترا ببینم وگویم علیک عین اﷲبنام ایزد احسنت و زه نکو پسری . سوزنی
علیکلغتنامه دهخداعلیک . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه ، بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه دارای 276 تن سکنه . آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن است . (ا
علیکلغتنامه دهخداعلیک . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) مرکب از: «علی » + «کاف تصغیر یا تحبیب » که آن را نام شخص میگذاشتند. از جمله «خواجه علیک » است که در اسرارالتوحید از او نقل قول شده است