عبدالرحیملغتنامه دهخداعبدالرحیم . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن علی بن مرزبان . رجوع به ابن مرزبان ابواحمد عبدالرحیم در این لغتنامه و الاعلام زرکلی شود.
عبدالرحیملغتنامه دهخداعبدالرحیم . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن ابوالقاسم قشیری ، مکنی به ابونصر. رجوع به ابونصر عبدالرحیم بن ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن القشیری در این لغتنامه و الاعل
عبدالرحیملغتنامه دهخداعبدالرحیم . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن احمد حرانی . رجوع به حرانی عبدالرحیم بن احمد، مکنی به ابوالطبیب شود.
عبدالرحیملغتنامه دهخداعبدالرحیم . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن حسن بن علی الاسنوی الشافعی ملقب به جمال الدین . در اسنا متولد شد. وی فقیه ، اصولی و عالم به عربیت بود. سپس به سال 721 هَ
عبدالرحیملغتنامه دهخداعبدالرحیم . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن احمد السید الشریف العباسی . وی فاضل و عالم به لغت و حدیث بود. به سال 867 هَ . ق . به قاهره متولد و به سال 9
عبدالرحیم خلخالیلغتنامه دهخداعبدالرحیم خلخالی . [ ع َ دُرْ رَ م ِ ] (اِخ )وفاتش در 1321 هَ . ش . است . مرحوم سید عبدالرحیم ازآزادی خواهان و مشروطه طلبان قدیم و همکار مرحوم سید محمدرضا شیراز
عبدالرحیم خوافیلغتنامه دهخداعبدالرحیم خوافی . [ ع َ دُرْ رَم ِ خا ] (اِخ ) ملقب به نظام الدین . وی به هرات میزیست و از علماء عصر ملک معزالدین حسین و مورد توجه او بود. وی ایمان را که علماء
ابوعبدالرحیملغتنامه دهخداابوعبدالرحیم . [ اَ ع َ دِرْ رَ ] (اِخ ) خالدبن یزید الحرّانی . تابعی و ثقه است .