عبدالحکیملغتنامه دهخداعبدالحکیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن ابراهیم . رجوع به ابواسحاق عراقی شود.
عبدالحکیملغتنامه دهخداعبدالحکیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن شمس الدین الهندی السیالکوتی از فضلاء سیالکوت لاهور هندوستان . او راست : عقاید السیالکوتی . حاشیه بر تفسیر بیضاوی که ناق
عبدالحکیملغتنامه دهخداعبدالحکیم . [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) الافغانی القندهاری ، فقیه حنفی و از زهاد بود. وی به دمشق ساکن شد. و از عمل خویش ارتزاق میکرد. عمری دراز یافت و به سال 1326
عبدالحمیدلغتنامه دهخداعبدالحمید. [ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) ابن ابی الحدید.رجوع به ابن ابی الحدید و روضات الجنات ص 422 شود.
عبدالحیلغتنامه دهخداعبدالحی . [ ع َ دُل ْ ح َی ْی ] (اِخ ) ابن علی بن محمد الطالوی الحنفی الدمشقی . او را دیوان شعر و کتابی است در ادب به نام مرور الصبا و الشمول . وی به سال 1117 ه