عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) معروف به شیخ الاسلام از احفاد میرسیدی رضی و اهل تویسرکان است . او را دیوانی است شامل قصائد و غزلیات در حدود 700 بیت ، از اشعار
عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن احمد المعروف به ابن السمان . ادیب و از شعراء بود. مولد وی دمشق و ابتدا در زادگاه خود و بعد در مصر تحصیلات خود را بپایان رسا
عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن احمد الموصلی . تألیفاتی دارداز جمله منظومه ای در نحو. وی به سال 1093 هَ . ق . در موصل متولد و در 1137 درگذشت . (از الاعلام
عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن حمزة الحسین الحداد، مکنی به ابوالفضل . وی در سال 425 هَ . ق . در بغداد متولد شد و به سال 493 هَ . ق . درگذشت . او را کتابی
عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن احمد العمری الفاروقی الموصلی . از شعرا و مورخان است . در سال 1204 هَ. ق . در موصل متولد شد و ابتدا ولایت زادگاه خ
باغ عبدالباقیلغتنامه دهخداباغ عبدالباقی . [ غ ِ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) نام باغی بوده است در تفت . (آنندراج ) : در بزم شراب قدس ساقی کیفیت باغ عبدباقی .محسن تأثیر (از آنندراج ).
عبدالباسطلغتنامه دهخداعبدالباسط. [ ع َ دُل ْ س ِ ] (اِخ ) ابن خلیل بن شاهین الملطی . وی از مورخان است که فقه حنفی نیز آموخت . تولد او به ملطیه بود. در دمشق و قاهره علم آموخت به سال 9
عبدالعالیلغتنامه دهخداعبدالعالی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن شیخ نورالدین علی بن عبدالعال الکرکی . وی فقیه و محدث و متکلم بود. از تألیفات اوست : شرح بر الفیه ٔ شهید در فقه . شرح بر ار
عبدالقیسلغتنامه دهخداعبدالقیس . [ ع َ دُل ْ ق َ ] (اِخ ) ابن اقصی . قبیله ای است بزرگ منسوب به عبدالقیس بن اقصی بن دعمی بن جدیلةبن اسدبن ربیعه ... جماعتی بسیار از آن قبیله ازصحابیان
عبدالهادیلغتنامه دهخداعبدالهادی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) ابن رضوان نجا الابیاری المصری . وی کاتب و ادیب بوده و او را نظمی است . در الازهر علم آموخت و خدیو اسماعیل پاشا او را به تعلم فر