عثیانلغتنامه دهخداعثیان . [ ع َ ث َ ] (ع مص ) فساد کردن . (اقرب الموارد). || مبالغت در فساد و یا کبر یا کفر. (اقرب الموارد).
عثیثةلغتنامه دهخداعثیثة. [ ع ُ ث َ ث َ ] (ع اِ مصغر) مصغر عَثیثة، مته ٔ خرد و ضعیف . منه المثل عثیثة تقرم جلداً أملساً؛ یعنی کرمک ضعیف پوست تابان را خوردن میخواهد، در حق کسی گوی