16 مدخل
عشقناک . [ ع ِ] (ص مرکب ) دارای عشق . عاشق . (فرهنگ فارسی معین ).
پرنده باز
تودد اليه
قضية
۱. تجمش، عشقورزی، معاشقه، مغازله، ملاعبه، مهرورزی ۲. شهوترانی، لاسیدن