فرنداتلغتنامه دهخدافرندات . [ ف ِ رِ ] (اِخ ) از سرداران ایرانی معاصر اردشیر سوم هخامنشی است که پس از تسخیر مصر به حکومت آن کشور از طرف اردشیرمنصوب شده است . (از ایران باستان پیرن
فرنداذلغتنامه دهخدافرنداذ. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) کوهی است در ناحیه ٔ دهناء و در مقابلش یک کوه دیگر است که آن دو را فرنداذان گویند. (از معجم البلدان ) (از منتهی الارب ).
فرادات اوللغتنامه دهخدافرادات اول . [ فْرا / ف َ ت ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) ظاهراً نام یکی از پادشاهان اشکانی است که قبیله ٔ غیرآریائی مردها را از تبرستان به قفقاز کوچانیده است . (از یسنا ج
فراداتلغتنامه دهخدافرادات . [ فْرا / ف َ ] (اِخ ) پارسی . کسی است که اسکندر مقدونی مطابق روایات مورخان پس از مغلوب کردن مردم شمال ایران ، او را به حکومت آنها گماشت . (از ایران باس