فرنهلغتنامه دهخدافرنه . [ ف َ ن َ / ن ِ ] (اِ) به معنی لعنت و نفرین باشد. (برهان ). مصحف «فریه ». (حاشیه ٔبرهان چ معین از سراج اللغات ). رجوع به فریه شود.
فرنه آبادلغتنامه دهخدافرنه آباد. [ ] (اِخ ) از دهات نهاوند ونام دیگر آن اکبرآباد است . رجوع به اکبرآباد شود.