فراطلغتنامه دهخدافراط. [ ف ِ] (ع ص ) الماء الفراط؛ آبی که هر یک از قبیله ها بدوسبقت جوید او را بود. (اقرب الموارد). آبی که هرکه پیش آید آن را، او را بود از قبیله . (منتهی الارب
فراطوسلغتنامه دهخدافراطوس . [ ف َ ] (اِخ ) جایی که ساکنان آن به بخردی و زیرکی موصوف اند. (آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
فراطونلغتنامه دهخدافراطون . [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه ٔ بخش شوسف شهرستان بیرجند، واقع در 60هزارگزی شمال باختری شوسف و شش هزارگزی جنوب خاوری هشتوکان . ناحیه ای است ک
فراطةلغتنامه دهخدافراطة. [ ف ُ طَ ] (ع ص ) فِراط. (منتهی الارب ). آبی که چند قبیله در آن مساوی باشند یعنی همه را بود و آنکه پیش آید آن را ازآن ِ وی بود: هذا ماء فراطة بین القوم ؛
فیلم فراطبیعتsupernatural filmواژههای مصوب فرهنگستانفیلمی که موضوع آن ارواح و اتفاقات غیرطبیعی و پدیدههای خارقالعاده است