tranceدیکشنری انگلیسی به فارسیترنس، نشئه، بیهوشی، از خود بیخودی، مسحور کردن یاشدن، با چالاکی حرکت کردن
منطق خلسهایtrance logicواژههای مصوب فرهنگستانگرایش افراد تحت خوابواره به فرورفتن همزمان در چند فکر غیرمنطقی و متناقض
trancesدیکشنری انگلیسی به فارسیترانس، نشئه، بیهوشی، از خود بیخودی، مسحور کردن یاشدن، با چالاکی حرکت کردن