فریبگر دنبالهایtowed decoyواژههای مصوب فرهنگستانوسیلۀ خودحفاظتی دارای اختلالگر که در دنبالۀ هواپیما کشیده میشود و هدف از آن ایجاد هدف کاذب برای فریب موشک نزدیکشونده است
مسافردیکشنری فارسی به انگلیسیguest, journeyer, out-of-towner, passenger, peregrine, pilgrim, traffic, traveler, traveller, tripper, voyager
غریبهدیکشنری فارسی به انگلیسیalien, exotic, foreign, out-of-towner, outsider, stranger, unfamiliar, unknown