نمونه 5tokenواژههای مصوب فرهنگستانهریک از تجلیهای ملموس و عینی یک نوع که ویژگیهای آن نوع را نمایش دهد
tokenدیکشنری انگلیسی به فارسینشانه، رمز، ژتون، علامت، نشان، نشانی، یادگار، یادگاری، یادبود، علامت رمزی، کلمه رمزی، علامت مشخصه، اجازه ورود، بلیط ورود
بهامُهرtoken, jeton (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانمهرهای فلزی یا پلاستیکی یا برگهای که در دادوستد داخلی یک محل، مانند غذاخوری، به کار رود و قابل تبدیل به پول باشد
سامانۀ شناسهایtoken systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که بر عبور و مرور در مسیرهای تکخط نظارت میکند و به قطار برای ورود به بخشی از خط شناسه میدهد
سیرگاه شناسهایtoken block, token section, token block sectionواژههای مصوب فرهنگستانسیرگاهی که قطار برای ورود به آن باید دارای شناسه باشد