فدافنلغتنامه دهخدافدافن . [ ف َ ف ِ ] (اِخ )دهی است از دهستان بالاولایت بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر، سر راه مالرو عمومی کاشمر به جنت آباد. ناحیه ای است واقع در جلگه ، معتدل و دارای
فدانلغتنامه دهخدافدان . [ ف َدْ دا] (اِخ ) قریه ای از اعمال حران در الجزیره که گویند زادگاه ابراهیم خلیل بوده است . (از معجم البلدان ).
فدانلغتنامه دهخدافدان . [ ف ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایراندگان بخش خاش شهرستان زاهدان ، واقع در 72 هزارگزی جنوب خاش و 28 هزارگزی خاور شوسه ٔ خاش به ایرانشهر. ناحیه ای است کو
فدانلغتنامه دهخدافدان .[ ف َدْ دا ] (ع اِ) گاو نر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دو گاو قلبه ران مقرون همدیگر، ویکی را فدان نگویند. (اقرب الموارد). || ساخت آماج کشاورز. ج ،