تساوی آراtie vote, tied voteواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن آرا دقیقاً بهطور مساوی میان نامزدها یا گزینههای تصمیمگیری تقسیم شده باشد
ساکتدیکشنری فارسی به انگلیسیdumb, still, stilly, mum, mute, quiet, reticent, silent, speechless, tacit, tight-lipped, tongue-tied, uncommunicative, voiceless