فارهلغتنامه دهخدافاره . [ رَ ] (اِخ ) موضعی است در قسمت بن یامین تقریباً در ده هزارگزی اورشلیم . (از قاموس کتاب مقدس ).
فارهلغتنامه دهخدافاره . [ رِه ْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از فراهة و فروهة و فراهیة. زیرک . ج ، فُرْه ، فُرَّه ْ، فُرَّهة. (منتهی الارب ). و فَرَهة و فُرْهة در نزد سیبویه اسم جمع است .
کفارهلغتنامه دهخداکفاره . [ ک َف ْفا رَ / رِ ] (از ع ، اِ) کفارت . کفارة : کفاره ٔ شرابخوریهای بی حساب هشیار در میانه ٔ مستان نشستن است . صائب .صد کعبه خلیل گو بنا کن کفاره ٔ بت
کفارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ره، مکافات رفع اختلاف، برقراری صلح قربانی، فدیه، نذر، استغفار، پرستش سپر بلا، وجهالمصالحه، جایگزینی، جابهجایی