فافالغتنامه دهخدافافا. (ص ) بدیع. و اصل آن واه واه یعنی وه وه بوده (!) بمعنی خوب خوب ، و واو و فاء به یکدیگر تبدیل جسته اند. (آنندراج ). چیزی بدیع و نیکو.(اوبهی ). هر چیز نیکو و
فافافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنیکو؛ بدیع؛ زیبا؛ خوب: ◻︎ تو همی گوی شعر تا فردا / بخشدت خواجه جامهٴ فافا (بلجوهر: لغتنامه: فافا).
فافانلغتنامه دهخدافافان . (اِخ ) جایی است بر ساحل دجله زیر میافارقین . وادی الرزم در این مکان است . (معجم البلدان ).