رانشگرthrusterواژههای مصوب فرهنگستانپیشران کوچکی به شکل موشک برای تنظیم دقیق وضعیت یا سرعت فضاپیماها
پهلوران پاشنهstern thrusterواژههای مصوب فرهنگستانپروانهای در نزدیکی پاشنۀ شناور برای رانش عرضی پاشنۀ شناور بهمنظور بالا بردن توان جولاندهی (maneuvering) شناور در فضاهای کوچک مانند حوضچۀ چرخش
پهلوران سینهbow thruster,transverse propulsion unitواژههای مصوب فرهنگستانپروانهای در نزدیکی سینۀ شناور، در هر پهلو، برای رانش عرضی شناور در هنگام پهلوگیری
trustersدیکشنری انگلیسی به فارسیاعتماد، اطمینان کننده، باور کننده، امانت گذار، ودیعهگذار، اعتباردهنده، نسیه دهنده، توکل کننده