کفانهلغتنامه دهخداکفانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ) بچه ای را گویند که نارس از شکم مادر بیفتد. (برهان ) (آنندراج ). بچه ای باشد که از شکم مادر برود. (اوبهی ). بچه ٔ سقط شده و بچه ای
فانهلغتنامه دهخدافانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) چوبکی باشد که درودگران در میان چوبهای بزرگ نهند، و در ولایت آذربایجان سکنه گویند. (صحاح الفرس ). چوبی که میان شکاف چوب گذارند. (آنندرا
فانهفرهنگ انتشارات معین(نِ) (اِ.) 1 - تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن می گذارند. 2 - چوبی که پشت در می انداختند تا باز نشود. 3 - شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل می ک