دمای گاز خروجیexhaust gas temperature, EGT, turbine gas temperature, TGT, jet pipe temperature, JPTواژههای مصوب فرهنگستاندمای گازهای سوختهشده در هنگام خروج از موتورهای توربینی یا پیستونی که درجة آن بر روی صفحة نمایشگر خلبان نشان داده میشود
فللغتنامه دهخدافل . [ ف ِل ل ] (ع اِ) فُل ّ. زمین بی گیاه . || موی تنک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || تری . (منتهی الارب ).
فللغتنامه دهخدافل . [ ف َل ل ] (ع اِ) رخنه ٔ روی شمشیر. ج ، فلول . (منتهی الارب ). واحد فلول است ، و آن شکستگی هایی است در تیزی شمشیر. (از اقرب الموارد). || (ص ) مرد هزیمت یاف
فللغتنامه دهخدافل . [ ف ُ ] (اِ) نیلوفر باشد.(برهان ). نیلوفر. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به نیلوفر و نیلوفل شود. || بیخ نیلوفر، و بعضی گویند بیخ نیلوفر هندی است ، و فاغیه همان
فللغتنامه دهخدافل . [ ف ُ ] (ع اِ) گاهی برای کنایت از یک تن گویند: یا فل ، و برای دو تن گویند: یا فلان ، و جمع را یا فلون گویند. (از منتهی الارب ). رجوع به فلان شود.
فللغتنامه دهخدافل . [ ف ُل ل ] (ع اِ) آنچه برافتد از چیزی . (منتهی الارب ). رجوع به فَل ّ شود. || زمینی که باریده شود و گیاه نرویاند. در اقرب المواردبه فتح اول ضبط شده است . |
جفللغتنامه دهخداجفل . [ ج َ ] (ع مص ) رمیدن و فرار کردن شتران . || گریختن شترمرغ . || شتاب آوردن وگریختن مردم . (اقرب الموارد). || پریشان شدن و ژولیده گردیدن موها. || تیز وزیدن
شیارزنیgougingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی برشکاری گرمایی که در آن ذوب کردن و برداشتن فلز باعث ایجاد پخی یا شیار میشود متـ . شیارزنی گرمایی thermal gouging, TG