tacticدیکشنری انگلیسی به فارسیتاکتیک، رزم شیوه، جنگ فن، جنگ فنی، تاکتیک یا رزم ارایی، وابسته به رزم شیوه، رزم ارا
بسپار با دستۀ آرایشمندtactic block polymerواژههای مصوب فرهنگستانبسپاری در یک توالی آرایشمند که مولکولهای آن شامل دستههای آرایشمندی است که بهصورت خطی به هم وصل شدهاند
دستۀ آرایشمندtactic blockواژههای مصوب فرهنگستاندستهای در ساختار شیمیایی بسپارها که بهصورت یک واحد تکرارشوندۀ دارای پیکربندی در یک توالی آرایشمند قرار دارد
اطلاعات راهکنشیtactical intelligence, TACINTELواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعاتی که برای طرحریزی و سازماندهی و اجرای عملیات راهکنشی لازم است