سریهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [مقابلِ غزوه] جنگی که حضرت رسول شخصاً در آن شرکت نداشته و یکی از اصحاب را به سرکردگی سپاهیان تعیین نموده.۲. [جمع: سرایا] [قدیمی] دستهای از لشکر؛ گروهی از سپ
سریهلغتنامه دهخداسریه . [ س َ ری ی َ ](ع اِ) (از: «س ری ») لشکری که زیاده از پنج کس باشد تا چهارصد کس مقدار چهارصدتن . ج ، سرایا. (مهذب الاسماء). پاره ای از لشکر از پنج نفر تا س
سوریهلغتنامه دهخداسوریه . [ ری ی َ ] (اِخ ) سوریه ٔ بزرگ که در انجیل «آرام » نامیده شده ناحیه ای است در آسیای غربی . در مشرق بحرالروم (از مدیترانه ) که در شمال بواسطه ٔ کوههای «ت
سوریهلغتنامه دهخداسوریه . [ ری ی َ ] (اِخ ) شام کشوری است جمهوری از جمله ٔ کشورهای آسیای غربی که در کنار شرقی بحرالروم قرار دارد و کشورهای لبنان ، عراق ، ترکیه از جنوب و مشرق و ش
سوریهواژهنامه آزاددر کتاب معانی الاخبار از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند علی علیه السلام در خطبهای فرمودند من باب مغفرتم که در توضیح کلمات و در کلمه السور خواهیم دید