suicideدیکشنری انگلیسی به فارسیخودکشی کردن، خود کشی، انتحار، مبادرت کننده بخود کشی، خودویرانگری، خود کش
بذر اَبترsuicide seedواژههای مصوب فرهنگستانبذر گیاهی که ژنهای آن را طوری دستکاری کردهاند که توانایی تولیدمثل نداشته باشد
ناقل انتحاریsuicide vectorواژههای مصوب فرهنگستانناقلی حاوی ژنی که بیان آن برای یاختة میزبان کشنده است