مشترکsubscriber, abonné (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانشخص حقیقی یا حقوقی که با پرداخت وجهی از خدمات خاصی استفاده کند
subscribesدیکشنری انگلیسی به فارسیمشترک می شود، ابونه شدن، تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، تقبل کردن