strongدیکشنری انگلیسی به فارسیقوی، مستحکم، نیرومند، محکم، مقتدر، سخت، فراوان، پرصلابت، خوش بنیه، فربه، پر مایه، پر زور، پر نیرو
تابع فیزیکی تکثیرناپذیر قویstrong physical unclonable functionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی تابع فیزیکی تکثیرناپذیر غیرقابل پیشبینی، با شمار بسیار فراوان چالش و دسترسی واپایشنشدة مهاجم به آن اختـ . تفت قوی strong PUF