445 مدخل
استو
ذخیره شده، پر کردن، تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، انباشتن، باز داشتن
هریت الیزابت بیکر استو
هریت بیکر استو
سرسخت
سنگ تراشی
sotweed
stonesmitch
stonemint
stonewalled
stoechas