slingsدیکشنری انگلیسی به فارسیسلنجس، فلاخن، رسن، زنجیر، قلاب سنگ، بند، تسمه تفنگ، پرتاب کردن، انداختن، پراندن
آسفدلسلغتنامه دهخداآسفدلس . [ ف ُ دِ ل ُ ] (یونانی ، اِ) و اسقولوس فرهنگهای فارسی و عربی مصحف این کلمه است ، و این بته ای است با گلهای زیبا که زینت را در بوستانها نشانند و از ریشه