steadyدیکشنری انگلیسی به فارسیثابت، استوار یا محکم کردن، مداوم، استوار، پی در پی، محکم، متین، یک نواخت، پر پشت
ارتعاش حالتپایاsteady-state vibrationواژههای مصوب فرهنگستانارتعاشی که در آن سرعت هر ذرۀ سامانه بهطور پیوسته و دورهای، اما با دامنۀ ثابت، تغییر میکند
پایداری پایای سامانۀ برقsteady state stability of a power systemواژههای مصوب فرهنگستانپایداری مداوم یک سامانۀ برق پس از وقوع اختلال بهنحویکه فقط تغییرات کوچکی در سامانه بروز میکند
جریان حالتپایاsteady-state currentواژههای مصوب فرهنگستانجریانی الکتریکی که با گذشت زمان تغییر نمیکند