20 مدخل
پایدار
خسته شدم
گرسنگی، از گرسنگی مردن، گرسنگی کشیدن، گرسنگی دادن، قحطی زده شدن
ستاره گرسنه
گرسنه
ستاره دار
starve
starve, underfeed, undernourish
starveling, undernourished