آمادهبهکارstand-byواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن دستگاه آمادۀ استفاده باشد، ولی از آن استفاده نشود
ذخیرهدیکشنری فارسی به انگلیسیbackup, supply, reserved, reserves, reservoir, standby, stockpile, store