سقاخانهلغتنامه دهخداسقاخانه . [ س َق ْ قا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) محلی که در آن آب ریزند که تشنگان خودرا سیراب نمایند. جایی که در آنجا آب برای تشنگان ذخیره کنند و آنجا را متبرک دانن
سقاخانهفرهنگ انتشارات معین(سَ. نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) فرورفتگی کوچکی در دیوار مشرف به برخی گذرگاه ها که در آن آب برای نوشیدن مردم گذاشته می شد و از نوعی حرمت دینی برخوردار بود.
سقاخانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهظرف بزرگ یا منبع که در محلی بسازند و آب در آن بریزند تا مردم تشنه در آن جا آب بیاشامند.
گستاخانهفرهنگ مترادف و متضادبیادبانه، بیباکانه، بیمحابا، تهورآمیز، جسورانه، دلیرانه، لجوجانه، متهورانه
گستاخانهدیکشنری فارسی به انگلیسیboldly, impertinent, impolitely, impudently, insolent, rough, irreverently, pertly, presumptuously, rude, saucily, shortly, uncivilly, ungraciously, unmannerly
گستاخانهلغتنامه دهخداگستاخانه . [ گ ُ ن َ / ن ِ ](ص نسبی ، ق مرکب ) دلیرانه و بی ادبانه . (آنندراج ).