shortestدیکشنری انگلیسی به فارسیکوتاه ترین، کوتاه، مختصر، کمتر، کوچک، قاصر، موجز، کسردار، غیر کافی، بی مقدمه
spongiestدیکشنری انگلیسی به فارسیدودکش، اسفنجی، نرم و متخلخل، خلل وفرج دار، منفذ دار، شبیه اسفنج، نرم