sortingدیکشنری انگلیسی به فارسیمرتب سازی، جور کردن، طبقه بندی کردن، دسته دسته کردن، جور درامدن، پیوستن، دمساز شدن
بخش تجزیهsorting floor, sortation section, work floor, chantier de tri (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانبخشی که در آن عملیات تجزیۀ انواع مرسولات پُستی یا کیسههای پُستی و عملیات وابسته به آن انجام میشود