soilدیکشنری انگلیسی به فارسیخاک، زمین، سرزمین، کشور، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، خاکی کردن، چرک کردن
اسیدی شدن خاکsoil acidificationواژههای مصوب فرهنگستانافزایش میزان اسید خاک براثر عواملی مانند باکتریها، در نتیجۀ آبشویی