سخابلغتنامه دهخداسخاب . [ س َخ ْ خا ] (ع ص ) مرد بسیار بانگ و فریاد. (منتهی الارب ). صخاب . رجوع به صخاب شود.
سخابلغتنامه دهخداسخاب . [ س ِ ] (ع اِ) گردن بند بی جواهر که ازمیخک و مانند آن سازند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گردن بند از مشک و پوست خرما و جز آن . (مهذب الاسماء). رجوع